سيف بن محمد سيفى هروى

130

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

ملك فخر الدين فرستاد و ديگرى نزد دانشمند بهادر . دانشمند بهادر پسران و برادران خود را با تمامت ملوك و امراء سپاه تا چهار فرسنگ به استقبال او فرستاد . او را دركنار گرفت و از زحمت راه بپرسيد و [ 551 ] گفت : مىبايد كه پيش برادر روى و او را به وجه احسن نصيحت كنى . ملك غياث الدين فرمود : پدر مرحوم من مرا وصيت كرده است كه پيش او نروى ، چه او روى پادشاهان نديده ، و در اوامر و نواهى كه او را فرموده‌ام ، از آن اجتناب و عدول جسته . روز ديگر او را به الحاح تمام پيش ملك فخر الدين تمامت اركان دولت خود را - چون افتخار الدين عيسى ينال و اختيار الدين محمد هارون و شمس الدين ابو يزيد و سراج الدين عمر هارون و شمس الدين قادسى و شمس الدين عمر شاه خواندرى و پهلوان بار احمد و ابو بكر سديد و شمس الدين خلج - به استقبال برادر بيرون فرستاد . [ 552 ] چون به حصار درآمد ، ملك فخر الدين او را در آغوش گرفت و آثار مهر اخوت ظاهر گردانيد و آب به چشم درآورد . دو روز پيش برادر بود . روز سيم اجازت خواست . ملك فخر الدين ما يحتاج سفر او را مرتب گردانيد و به شفاعت او جماعتى را كه در بند و زندان داشت بگذاشت . [ 553 ] بعد از آن ملك غياث الدين برادر را وداع كرد و پيش دانشمند بهادر آمد . دانشمند بهادر او را بنواخت و به خوشدلى تمام وداع كرد ، و به امراء اردوى اولجايتو سلطان نامه‌ها نوشت و از او شكر بسيار باز نمود . روز ديگر ملك غياث الدين از لشكرگاه دانشمند بهادر حركت فرمود . چون به مزار متبرك جام رسيد ، شيخ الاسلام شهاب الدين در باب او شفقت بىحد مبذول داشت و هم در آن روز او را وداع كرد . [ 554 ] بعد از سه روز به مشهد متبرك طوس درآمد و زيارت تربت مقدّسه و روضهء مطهرهء سلالة النبويه جلال آل ياسين على بن موسى الرضا عليهما السلام دريافت . والى مشهد مرتضى اعظم سلطان نقباء العرب و العجم مصدر الجود و الحيا مفخر آل عبا بدر الحق و الدين در حق ملك تربيت و تكريم بجاى آورد . [ 555 ] ملك غياث الدين بر موجب كلام رسول ربّ العالمين عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات كه مثل اهل بيتى مثل سفينة نوح من ركب فيها نجا و من تخلّف عنها غرق ، ، از امير بدر الدين استمداد همت نمود . هم در آن دو سه روز كه ملك غياث الدين از خيل خانهء دانشمند بهادر بيرون آمد و به جانب جام حركت فرمود ، دانشمند بهادر در حصار شهر - چنانك ذكر آن ثبت شده است - به قتل رسيد . هم در روز قتل او صد سوار دانشمندى در عقب ملك غياث الدين برفتند و چون